خرید بک لینک
سلام به خودم !!

راستش داشتم فکر می کردم که برم لاین نصب کنم یه پست عمومی بزارم که همه ببینن

بعد تو پسته با ادب کامل برینم به خیلی از آدمها

بعد گفتم سودش یا فایدش چیه ؟

طرف تا این سن رسیده ننه باباش نتونستن آدمش کنن بعد من با یه پست آدمش کنم؟

یادش بخیر

یه شب خونه یکی از همکارام دعوت شده بودم (همکار بود البته اول فکر می کردم دوسته بعد که از هم جدا شدیم دیدم طرف همکار بوده نه دوست ) از قضا وقتی ما رسیدیم خونشون دو سه دقیقه بعد خودشم رسید خونه . شروع کرد که آ آ آ آ آ آ آ آی آقای x اینطوری آ آ آ آ آ آی آقای x اونطوری تا تونست گفت که چقدر آقای x همش داره اذیتش میکنه .

خلاصه زد و آقای x خاطره ما در گذشت . این همکار (دوست نه) از پسر طرف بیشتر خودش رو ناراهت نشون میده هر پنج=شنبه خیرات . هر کاری هم که میکنه میگه خدابیامرز x اینطوری بود اونطوری نبود .

اما همیشه چیزی که درون آدمهارو نشون میده زمانه . زمان

این دوست ما (عه ببخشید دوست نه همکار)که هی به ما تیکه مینداخت که چرا خونه ما نمیای چرا مارو دوست نداری چرا ال چرا بل . خواست خونشو عوض کنه خیلی گشتیم خیلی زحمت کشید تا به خواست خدا یه خونه خوب توی یه محله خوب پیدا کرد

من خوب مثل هر دوست مثلا صمیمی منتظر بودم دعوتم کنه

اما هر روز طرف عکسهای مختلف از آدمهای مخلف میزاشت که تو خونه =جدیدش مهمونی گرفته ولی ما دعوت نمی شدیم

یبار برگشت گفت جمشید =جون من منتظر نصاب پرده هستم بیاد پرده هارو نصب کنه

الان دو ماهه از اون همکار ج=دا شدیم

مطمعنم مارو نمشناسد

.

اما به قول خودش به سلامتی تو دلیها . من تو دلیییییی ندارم اما تو زندگیم فقط یه نفرو دارم

نمی دونم چرا اما دوست داشتم این رو بنویسم

برچسب: دوباره امدم,دوباره باز امدم شرمنده, نویسنده: مهسا نصیری تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 12:21

صفحه بندی