امروز برای بررسی از مرجع اولین طبق کپی رایت بار من و سمیرا و نیکا سه تایی صبح بلند شدیم رفتیم پارک .
خیلی حس خوبی بود اینقدر که داشتم از خوشحالی بال در میاوردم
ای کاش سمیرا هم صبح ها با لباس ورزشی میومد با هم سه تایی میدویدیم و ورزش می کردیم و یه صبحونه کوچیک میزدیم و بعد نخود نخود هرکه رود دنبال کار خود
دوست دارم بچه ام با ورزش و شادابی به هرچی می خواد برسه .
یک سری آدم ها هستن خیلی خوبن خیلی انرژی مثبتن هر وقت میبینیشون خوشحالن ولی هیچی نمیشن (بقول خودشون) ولی وقتی میشن مثل سگ انرژی منفی عصبی داقون خشن به هرچی می خوان میرسن .
دوست ندارم دخترم اینطوری باشه
دوست دارم با شادی با تراوت با خنده با دل خوش با انرژی مثبت به هرچی می خواد برسه
یه چیزی تو دلم سنگینی میکنه و دوست دارم تا میتونم بنویم و درد دل کنم ولی نمیدونم چرا نه ذهنم باز میشه نه دستم به نوشتن میره .
فعلا بدرود
برچسب:
نویسنده: مهسا نصیری
تاريخ: سه
شنبه
29 آبان
1397 ساعت: 21:56