نمیدونم خوشحال باشم یا ناراهت
نمیدونم چطوری بهش نگاه کنم .
- به اینکه علی میگه :
پیشنهاد دادم همه با هم پول بزاریم برات ساعت بخریم و کسی این پیشنهاد رو قبول نکرد.
قبول نکردن ؟ بــــــــی خیـــــــــــــال قبون نکردن ؟
مهم نیست ها چون می فهمم که شاید ندارن یا نمی تونن
ولی اگه نمیخوان چی؟
فرق نخواستن و نتونستن خیلی زیاده .
من خیلی خسیس هستم
بخاطر همین از همه جور جشن و مهمونی و دورهمی که مجبور باشم پس بدم بدم میاد
ولی زاتم این نیست
اگه زاتم بود از اول اینطوری بودم نه اینکه الان چند وقتیه اینطور شدم
دوست ندارم کسی برام تولد بگیره
ولی دوست دارم برای دخترم بهترین تولد رو بگیرم
البته با هزینه کم 
دخترم 21 اسفند دو ساله می شه
و من فردا میرم تو سی و یکیم سال زندگیم
با نگاهی نگران به زندگی آینده
فقط میتونم بگم خدا
خــــــــــــــــــــــــــــــــدا
خودت کمکم کن
عکس دخترم رو میزارم ببینید که چقدر خدا دوستم داره
دختر گلم #نیکا ی عزیزم
بعدا اینجا میام برات مینویسم خیلی چیزها می نویسم
فعلا باید برم چون داریم مغازه رو میبندیم باید سر راه برات شیر بخرم



برچسب:
نویسنده: مهسا نصیری