خرید بک لینک
از جلوی در سینما رد میشدم

از توالت برگشته بودم و داشتم میرفتم مغازه

به اندازه یک ثانیه با یه بچه چش تو چش شدم

همزمان جفتمون سرمون رو انداختیم پایین

اون از این که بین خجالت و جو قرار گرفته بود ترجیح داد سرش رو بندازه پایین

و من از ناراهتی اینکه با یه بچه دوازده ساله چش تو چش شدم تو دستش سیکار دیدم

کلفتی سیگار با انگشت دست اون بچه یکی بود

چی شده ؟ چرا باید یه بچه دوازده سیزده ساله تو دستش سیگار بگیره؟

کسی که سیگار میکشه شاخه ؟

یا بزرگه ؟

خدا کنه همه یه مقدار فقط یه مقدار فکر کنن به کارشون

برچسب: زندگی,زندگی و دیگر هیچ,زندگی زیباست,زندگی خصوصی,زندگی چیست,زندگی پس از مرگ,زندگی نامه,زندگی با چشمان بسته,زندگی شعر,زندگینامه فروغ فرخزاد, نویسنده: مهسا نصیری تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 12:21

صفحه بندی